سيناسينا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

کودکی آقا سینا

بار دیگر سينا در ارتفاعات قلعه رود خان

۸ سال پیش همین حدودای سال، سینا صعود به ارتفاعات قلعه رودخان رو بغل پدرش برای اولین بار تجربه کرده بود و امسال دوباره تکرار شد البته این دفعه فرقش این بود که خواهر کوچولوش هم به جمعشون اضافه شد و جالبه که سینا اولین باری که بابا فرهاد بغلش کرد و بردش بالا دقیقا هم سن الان آوینا بود این دفعه بابا آوینا رو بغل کرد و رفت و سینا هم ماشالا تند تند دنبالش بالا می رفت. حالا عکسشجالبه:              اینم آوینا کوچولو در ارتفاعات قلعه رودخان:        ...
26 خرداد 1398

روز تولد در باشگاه تکواندو

دیروز که روز تولد آقاسینای ده ساله ما بود مصادف شد با حضور در باشگاه تکواندو در میان جمع خوب و صمیمی دوستانش. با اجازه استاد تبارکی جشن کوچیکی در باشگاه برگزار کردیم که البته سینا رو غافلگیر کردیم خیلی هم خوشحال شد😍   ...
20 خرداد 1398

کمربند مشکی تکواندو

امروز ۱۳۹۷/۱۲/۱۲ در باشگاه ثامن شهرک غرب استاد تبارکی کمربند مشکی تکواندو را برای سینا بست. و به این ترتیب آقا سینا کمربند مشکلی تکواندو شد. به خاطر موفقیت و کسب مدال طلا در مسابقه هفته گذشته استاد به صورت افتخاری کمربند سینا رو به مشکی ارتقا داد. خیلی خوشحال بود و لحظه شماری می کرد برای این لحظه🤗     ...
14 اسفند 1397

آبله مرغون

اینم یه تجربه جدید برای آقا سینای ما ... بچه های کلاسشون(چهارم آرش) یکی پس از دیگری به آبله مرغون مبتلا شدن و ما هم چون سینا قبلا نگرفته بود با استرس منتظرش بودیم هر روز می رفتم خونه بدنشو وارسی می کردم بعد از گذشت دو هفته دیگه فکر کردم نمی گیره و از دست ویروس رهیده😉  تا اینکه ... جمعه ۱۲ بهمن ۹۷ بعد از اینکه آقا سینا و بابافرهاد خسته و کوفته از کوه برگشتن دیدیم بی حاله و همش می گه دارم مریض می شم ما هم فکر کردیم در اثر خستگی و کم خوابیه و شنبه هم صبح با خستگی تمام بیدار شد در حالیکه صورتش قرمز بود و لپاش گل انداخته بود راهی مدرسه شد اصلا بنده به آبله مرغون فکر نکردم ... خلاصه اون روزو رفت مدرسه ظهر که اومد خونه زنگ...
27 بهمن 1397