توچال
دیروز جاتون خالی رفتیم تلکه کابین توچال.
به درخواست زیاد سینا که دوست داشت بره به قول خودش بالای قله کوه البرز. قول دادیم آخر هفته ببریمش.
مامان و بابا و سینا و البته دوست جون جونیش کیا سوار تلکه کابین شدیم اول ایستگاه 5 پیاده شدیم تا اینجاش خوب بود و یه مقدار بچه ها برف بازی کردن و سر خوردن و خوراکی خوردیم بعد سوار شدیم رفتیم به سمت ایستگاه ٧.
ولی اصلا فکرش هم نمی کردیم که اینقدر سرد و بوران باشه . تقریبا فقط اسکی بازها اونجا بودن خیلی زیبا و رویایی بود ولی طفلی بچه ها که قبلش برف بازی کرده بودن و خیس شده بودند خیلی یخ کردند طوری که زدند زیر گریه باصدای بلند خیلی بامزه بودن مثل دوتا گنجیشک کوچولو انقدر که آقاهه مسئول اونجا سریع این دو تا رو برد تو استراحتگاه خودشون کنار بخاری که گرم شن و بعدش هم تو یه صف طولانی برای پایین اومدن. در کل خیلی خوب بود و خوش گذشت وقتی اومدیم خونه و بچه ها فیلم خودشونو می دیدن خندشون گرفته بود و جالبه که درخواست کردن بازم بریم




توچال
